در جريان نوشتن اين گزيده‌، از كشف اين مطلب در شگفت شدم كه همه‌ٴ موٴلفان مورد ذكرم‌ شرقي بودند. اين نتيجه هيچ سمت‌گيري نيست‌، بلكه بدان سبب است كه رساله‌هاي مورد توجهم در شرق اسلامي نوشته شده بودند. غيرعاقلانه است اگر نتيجه‌گيري شود كه نظريه‌هاي‌ موسيقي ابداً مورد توجه موٴلفان مغربي نبوده‌؛ با اينهمه‌، اگر علاقه‌ٴ بيشتري داشتند، اين توجه‌ خود را در رساله‌هايي فراموش ناشدني متجلي مي‌ساختند. در اينجا دست كم يك جنبه از موضوع وجود دارد كه علماي مغربي‌، صرف نظر از اين‌كه علايق ذهني‌شان چگونه مي‌بود، نمي‌توانستند به آن بي‌توجه بمانند و آن حرمت ياعدم حرمت استماع موسيقي بود. بي‌شك‌ چنين موضوعي آنان را برمي‌انگيخت‌. مثلاً هنري جورج فارمر، كه بسياري مطالعات مربوط به‌ موسيقي عرب را به او مديونيم‌، بخشي از كتاب الامتاع و الانتفاع في مسئلة سماع السماع‌، تأليف‌ محمدبن ابراهيم شلاحي‌، را كه در آوريل سال 1301 م‌/رمضان 701 ه ق به نگارش درآمده‌ مورد مطالعه قرار داده است‌. تأليف شلاحي از آن لحاظ بسيار جالب است كه فهرست مشروحي‌ از آلات موسيقي را به‌دست مي‌دهد.1

ح‌. شيمي‌

1. سنت‌هاي كيمياگري‌. بررسي آثار شيميايي يا كيمياگري بسيار دشوار است‌، زيرا علاوه بر ماهيت‌ هرمسي‌شان كه موجب اشتراكشان با آثار اخترگويي مي‌شود، اغلب بدون تاريخ و غيرقابل‌ تاريخ‌گذاري‌اند. شواهد درون خود آثار كه امكان مي‌دهد بسياري از آثار اخترگويي را تاريخ‌گذاري كرد، در مورد آثار كيمياگري مفيد فايده‌اي نيست و ما اغلب بايد خود را بدين قانع‌ سازيم كه آنها را بين دو نهايت مقدم و موٴخر قرار دهيم‌، هرچند اين تفكيك چندان كارامد نباشد. در پايان سده‌ٴ سيزدهم و آغاز سده‌ٴ چهاردهم تعدادي رساله‌هاي لاتيني منعكس‌كننده و انتقال‌دهنده‌ٴ معلومات عربي در اين زمينه بودند. برخي از آنان ماهيتي كاملاً فلسفي داشتند، مانند لوح زمرد و جدال فلسفي‌؛ برخي ديگر اندكي جنبه‌ٴ عملي داشتند، مانند در باب ساختن كيميا منسوب به خالدبن‌يزيد و رساله‌ٴ درخشان منسوب به جابربن حيّان‌؛ سرالاسرار و در باب زاج و نمك منسوب به رازي‌، كتاب كهانت و تعليم مايكل اسكات (سيزدهم ـ 1).2 قله‌ٴ كمال منسوب به‌ جابر مهم‌ترين اين آثار است‌. اين رساله‌هاي لاتيني جعلي باشند يا بي‌نام‌، به‌طور مستقيم يا


H. G. Farmer: A Maghribi work on musical instruments (JRAS. 1935, p. 339-53; Isis 24, 480) .1
من با پيروي از ميخائيل غزيري اين نويسنده را در (سيزدهم ـ 1) آورده‌ام‌. نك مقدمه 2، 1485. اگر تاريخ‌گذاري‌ فارمر درست باشد، شلاحي متعلق به آغاز سده‌ٴ چهاردهم است‌.
Edited by Charles H. Haskins: The alchemy ascribed to M. Scot (Isis 10, 350-59, 1928) and by Dorothea W. singer  (Isis 13, 5-15, 1929) .   .2